جعفر شهرى باف

337

طهران قديم ( فارسى )

همچنين در ازدحام مسافران روز عيد غديرى ، زنى كه از زحمت يكى از همين اراذل كه در فشار جمعيت به پشت وى چسبيده بود به خود مىپيچيد و دندان بهم مىفشرد ، كسى را ياراى آن نبود تا حتى زبان به اعتراض باز بكند . به هر جهت ، اگر چه احداث و عرض وجود اين قطار نيز مانند تأسيس واگن و ديگر پديده‌ها دور از اشكال‌تراشى و مخالفت و تحريم علما بانجام نرسيده بود و اعتراضات و آشوب و بلواها و بازار بستنهاى فراوان با وى همراه گشته رشوه ، تحفه ، پيشكشهاى متعدد ، رفع تحريم آن كرده بكارش رفته بود ، اما اين پيشگويى كه دربارهء ظهور حضرت قائم در اذهان جا داده شده بود همچنان مطمح نظر مردم بود كه در روز جمعه‌اى اين ماشين با مسافرانش ميان دره « بريدگى تپه‌اى بعد از دوراهى » فرو خواهد رفت و زمين همه را به كام خواهد كشيد . « 51 » چنانچه شايع بود و از جملهء روايات مىخواندند كه شهر تهران هم از زور معصيت ، در آخر الزمان به گه خواهد نشست و زلزله همهء اهل شهر را در لجن مستراحها هلاك خواهد كرد . « 52 » مرشد ماده اين ماشين دودى دو ايستگاه داشت به اسم ( گار ) كه خيابان گارد يا گارد ماشين « 53 » از گار شهرى آن كسب نام نمود و گار ديگرى در شهر رى نرسيده به ميدان خيابان حضرتى كه عجالتا هر دو تعطيل و متروك مىباشند . اين گارها هر كدام داراى دو سالن مردانه زنانه و يك راهرو عريض بودند

--> بدن حيوان مىكند و حيوان فرياد مىكشد تا از دروازهء ديگر خارج مىشود و از آنهمه مردم كه آن حالت را مىنگرند هيچيك اقدام به استخلاص حيوان نمىكنند و چون پسر از شهر خارج مىشود صاعقه‌اى بانگ مىزند كه جزاى شما مردم دور از رحم و عاطفه جز نابودى نمىباشد ، و همه را هلاك مىكند . ( 51 ) . شايد شايعهء فرو رفتن ماشين در دره از جهت سنگينى آن بود كه به نظر مردم فوق العاده مىآمد و انتخاب دره از آن جهت كه در كشيدن جاده خاك آن كه از ميان تپه‌اى بايد ميگذشت برداشته شده بود و به نظرشان سست‌تر از نقاط ديگر مىرسيد و يا شايد هم جهت ترساندن مردم كه استفادهء از آن را موقوف بكنند . ( 52 ) . چنين به نظر مىرسد كه از جهت چاههاى فراوان و عميق شهر بود كه در هر خانه سه چهار چاه جهت آب چلو و مستراح و آب برف حفر مىكردند و هنوز نيز به همان وطيره مىباشد . ( 53 ) . خيابان رى از ميدان شاه تا شوش ( سه راه اسماعيل بزاز تا دروازهء شاه عبد العظيم ) .